دیکشنری فارسی

governmentally

US'gʌvə'mentəlı

معنی فارسی

دولت حکومت فرمانداري هيئت دولت رفتار تاثير

تعریف انگلیسی

adverb
  1. by government “governmentally determined policy” “Derived from adjective: governmental”

واژه‌های دیگر با معنی «دولت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن