دیکشنری فارسی

gracile

US'græsəl

معنی فارسی

باريک

معنی کامل و مثال‌ها

/gras´il/adj.

● لاغر، باریک اندام

● دارای اندامی کشیده و زیبا، (به طور خوشایندی) باریک اندام

● رعنا، زیبا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. slender and graceful

واژه‌های دیگر با معنی «باريک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن