jimp معنی فارسی باريک کم واژههای دیگر با معنی «باريک» fine-drawn باريک، دقيق، ازوزن کاسته شده slender باريک، قلمي، باريک slim باريک، سست، کم attenute باريک، نازک، رقيق stenosed باريک، تنگ، هم کشيده gracile باريک leptocephalic سر باريک narrow headed سر باريک combe دره باريک، دامنه تپه . boreen راه باريک، کوچه