grant a period of grace معنی فارسی مهلت دادن ، ضرب الاجل تعيين کردن تمهيل ، امهال واژههای دیگر با معنی «مهلت دادن» giving a respite مهلت دادن، امهال reprievable مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن reprieve مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن respite مهلت دادن (به)، به تعويق انداختن، موقتاً آسوده کردن