granule
UKgrænjuːl
معنی فارسی
دانه ريز حب
معنی کامل و مثالها
/gran´yōōl, -yool/n.
● دانهی کوچک، حبه، ریزه، گرانول، دانچه، دانیزه، پکچه، ماشه، ریزدانه
● لکهی کوچک، خالچه، (ذرات سفید و زود گذری که در هالهی خورشید دیده میشود) دانههای برنجی خورشید
تعریف انگلیسی
noun
- a tiny grain
مترادفها
noun
Little grain, small particle.