microlithic معنی فارسی ريز دانه واژههای دیگر با معنی «ريز دانه» acinus دانه ريز، دانه، حبه granule دانه ريز، حب fine gravel شن دانه ريز fine aggregate مواد دانه ريز needle bath شستشو در زير آبي که با دانه هاي خيلي ريز بر، تن ميريزد، دوش سوزني rhyolite ريوليت، نوعي سنگ آتشفشان دانه ريز granulary دانه دانه، جودانه، دان دان seedier تخمي، تخم دار، پرتخم seediest تخمي، تخم دار، پرتخم seedily تخمي، تخم دار، پرتخم