دیکشنری فارسی

grass roots

معنی فارسی

کف زمين اجتماع محلي منشاء اساس.

معنی کامل و مثال‌ها

(آمریکا - عامیانه)

مردم عادی، (در اصل) مردم غیر شهری (که تصور می‌شد بیش از شهرنشینان مظهر آمال ملت هستند)

(در جنبش‌ها) منبع اصلی، منشا قدرت مردمی

without grass roots support, reform is impossible

بدون پشتیبانی توده‌ی مردم اصلاحات غیر ممکن است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the essential foundation or source “the problem was attacked at the grass roots”
  2. the common people at a local level (as distinguished from the centers of political activity)

واژه‌های دیگر با معنی «کف زمين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن