دیکشنری فارسی

graver

UKgreivər US'greıvə

معنی فارسی

کنده کار قلم زن حکاک

معنی کامل و مثال‌ها

/grā´vǝr/n.

قلم حکاکی، میله‌ی سنگ تراشی، قلم سنگ تراشی (که با چکش بر آن کوبند)، اسکنه

حکاک، سنگ تراش، تندیسگر

مترادف‌ها

noun
1. Engraver.
2. Burin, engraving tool.

واژه‌های دیگر با معنی «کنده کار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن