graver
UKgreivər
US'greıvə
معنی فارسی
کنده کار قلم زن حکاک
معنی کامل و مثالها
/grā´vǝr/n.
● قلم حکاکی، میلهی سنگ تراشی، قلم سنگ تراشی (که با چکش بر آن کوبند)، اسکنه
● حکاک، سنگ تراش، تندیسگر
تعریف انگلیسی
noun
- a tool used by an engraver
مترادفها
noun
1. Engraver.
2. Burin, engraving tool.