sculptor
UKskʌlptər
US'skʌlptə
معنی فارسی
مجسمه ساز کالبدگر هيکل تراش سنگ تراش کنده کار منبت کار
معنی کامل و مثالها
/skulp´tǝr/n.
● پیکر تراش، تندیسگر، مجسمه ساز
● (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) تندیسگر