gravitas
معنی فارسی
وقار، سنگيني، ملاحظه ، متانت،
موقع سنجي و خوش طبعي در گفتار
معنی کامل و مثالها
/grav´i täs´/n.
● وقار، سنگینی، ملاحظه، متانت، موقع سنجی و خوش طبعی در گفتار
تعریف انگلیسی
noun
- formality in bearing and appearance “he behaved with great dignity”