imposing presence معنی فارسی هيبت وقار نفوذ واژههای دیگر با معنی «هيبت» imposing با هيبت، با وقار، با نفوذ awesome مايه هيبت يا حرمت formidableness سهمگيني، هيبت، سختي awe حرمت، هيبت، ترس (آميخته با احترام) awing حرمت، هيبت، ترس (آميخته با احترام) dread ترس، بيم، هيبت solemnity سنگيني، وقار، هيبت awful مهيب، ترسناک، مايه هيبت يا حرمت solemn سنگين، موقر، موقرانه