دیکشنری فارسی

greathearted

معنی فارسی

شجاع پردل دلير نترس گشاده دست سخي با گذشت از خود گذشته

معنی کامل و مثال‌ها

/-härt´id/adj.

شجاع، پردل، دلیر، نترس

Sardar was a greathearted man

سردار مرد دلیری بود.

گشاده دست، سخی، با گذشت، از خود گذشته

واژه‌های دیگر با معنی «شجاع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن