greathearted
معنی فارسی
شجاع پردل دلير نترس گشاده دست سخي با گذشت از خود گذشته
معنی کامل و مثالها
/-härt´id/adj.
● شجاع، پردل، دلیر، نترس
Sardar was a greathearted man
سردار مرد دلیری بود.
● گشاده دست، سخی، با گذشت، از خود گذشته
شجاع پردل دلير نترس گشاده دست سخي با گذشت از خود گذشته
/-härt´id/adj.
● شجاع، پردل، دلیر، نترس
Sardar was a greathearted man
سردار مرد دلیری بود.
● گشاده دست، سخی، با گذشت، از خود گذشته
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن