دیکشنری فارسی

gregarious

UKgrigɛəriəs USgrə'gerıəs

معنی فارسی

گروه دوست جمعيت دوست گروه جو خوشه خوشه

معنی کامل و مثال‌ها

/grǝ ger´ē ǝs/adj.

(در مورد انسان‌ها و حیوانات) اجتماعی، گله‌زی، گروه زی، هم گرای، گروه‌گرای، معاشرتی، اهل رفت و آمد، مردم آمیز

Pigeons are gregarious birds

کبوتر پرنده‌ای گروه دوست است.

Homa is a gregarious woman

هما زنی معاشرتی است.

وابسته به گله یا دسته یا گروه یا جمعیت

(گیاه شناسی) گیاه سنبله‌ای، کلاله‌ای (گیاهی که بته‌های آن به صورت به هم فشرده و دسته دسته سبز می‌شوند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of animals) tending to form a group with others of the same species “gregarious bird species” “Attrubites: gregariousness”
  2. instinctively or temperamentally seeking and enjoying the company of others “he is a gregarious person who avoids solitude”
  3. (of plants) growing in groups that are close together

واژه‌های دیگر با معنی «گروه دوست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن