دیکشنری فارسی

gripping

UKgripiŋ US'grıpıŋ

معنی فارسی

گير گرفت چنگ زني نيروي گرفتن دريافت فشار محکم گرفتن چسبيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of arousing and holding the attention “a fascinating story”

واژه‌های دیگر با معنی «گير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن