دیکشنری فارسی

grisly

UKgrizliː US'grızlı

معنی فارسی

ترسناک مهيب مخوف وحشي نما خاکستري (رنگ) فلفل نمکي

معنی کامل و مثال‌ها

/griz´lē/adj.

وحشتناک، ترسناک، مخوف، هولناک، چندش آور، دهشتناک

a grisly tale of betrayal and murder

داستان وحشتناکی از خیانت و قتل

مترادف‌ها

adjective
Frightful, horrible, horrid, terrific, hideous, appalling, dreadful, grim.

واژه‌های دیگر با معنی «ترسناک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن