دیکشنری فارسی

grouchy

UKgrautʃiː US(noun) ['grautʃı

معنی فارسی

بد خلق.

معنی کامل و مثال‌ها

/grou´chē/adj.

کج خلق، ترشرو، شکوه‌گر، بدعنق

واژه‌های دیگر با معنی «بد خلق.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن