دیکشنری فارسی

groundless

UKgraundlis US'graundləs

معنی فارسی

بي اساس بي اصل بي جهت بيخود

معنی کامل و مثال‌ها

/ground´lis/adj.

بی اساس، بی‌دلیل، بی موجب، بی مجوز، بی‌جا، غیرمستدل

groundless complaint

شکایت بی اساس

مترادف‌ها

adjective
Baseless, unfounded, unwarranted, unauthorized, false, gratuitous.

واژه‌های دیگر با معنی «بي اساس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن