ill-founded
معنی فارسی
بي اساس
معنی کامل و مثالها
/-foun´did/adj.
● بی اساس، نامبتنی بر استدلال یا مدارک محکم
ill-founded accusations
اتهامات بی اساس
بي اساس
/-foun´did/adj.
● بی اساس، نامبتنی بر استدلال یا مدارک محکم
ill-founded accusations
اتهامات بی اساس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن