دیکشنری فارسی

grum

USgrʌm

معنی فارسی

بدخو ترشرو

معنی کامل و مثال‌ها

/grum/adj.

(نادر) غمگین، عبوس

مترادف‌ها

adjective
1. Sour, surly, morose, sullen, crabbed, grumpy, glum (Colloquial), grouty (colloq.).
2. Guttural, rumbling, deep in the throat.

واژه‌های دیگر با معنی «بدخو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن