دیکشنری فارسی

grumpy

US'grʌmpı

معنی فارسی

بدخو عبوس ترشرو درشت

معنی کامل و مثال‌ها

/grum´pē/adj.

عبوس، بدخلق، ترشرو، بهانه‌گیر، اخمو، بداخم، همیشه دلخور (گاهی grumpish هم می‌گویند)

مترادف‌ها

adjective
Sullen, grum, sour, surly, irritable.

واژه‌های دیگر با معنی «بدخو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن