دیکشنری فارسی

grungy

US'grʌndʒı

معنی فارسی

کثيف، آلوده ، ناجور و در هم ريخته ، ناخوشايند

معنی کامل و مثال‌ها

/grun´jē/adj.

● (آمریکا - خودمانی) کثیف، آلوده، ناجور و در هم ریخته، ناخوشایند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. thickly covered with ingrained dirt or soot “a miner's begrimed face” “dingy linen” “grimy hands” “grubby little fingers” “a grungy kitchen”

واژه‌های دیگر با معنی «کثيف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن