scuzzy معنی فارسی کثيف بدلباس بدنام معنی کامل و مثالها /skuz´ē/adj.● (خودمانی) کثیف، بدلباس، بدنام واژههای دیگر با معنی «کثيف» grungy کثيف، آلوده، ناجور و در هم ريخته wild and woolly کثيف، درهم ريخته، ژوليده scroungy کثيف، شلخته، ژنده پوش mussy کثيف، بهم خورده . slum کوچه کثيف، محله کثيف grotty ارزان و کثيف، گند fleabag هتل کثيف و ارزان، شپش دوني ragamuffin ادم کثيف وبي سروپا، ژنده پوش کثيف sloppier خيس، کثيف، چرک sloppiest خيس، کثيف، چرک