دیکشنری فارسی

guilt

UKgilt USgılt

معنی فارسی

تقصير بزه گناه بزهکاري گناهکاري مجرميت

معنی کامل و مثال‌ها

/gilt/n.

گناه، معصیت، تقصیر، جرم، بزه

nobody's guilt is so obvious as to justify his execution without a trial

گناه هیچ‌کس آنقدر آشکار نیست که بتوان او را بدون محاکمه اعدام کرد.

گناهکاری، محکومیت، مجرم بودن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of having committed an offense
  2. remorse caused by feeling responsible for some offense

مترادف‌ها

noun
1. Criminality, guiltiness, culpability.
2. Wrong, iniquity, wickedness, offensiveness, ill desert.

واژه‌های دیگر با معنی «تقصير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن