دیکشنری فارسی

gun

UKgʌn USgʌn

معنی فارسی

تفنگ توپ ششلول طپانچه (باتفنگ) شکارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/gun/n., vi., vt.

● اسلحه‌ی کمری، هفت تیر، تپانچه

● تفنگ

● توپ، مسلسل

● (برای مخابره یا خیر مقدم) تیراندازی

● هرچیزی که به‌شکل سلاح آتشین باشد و یا کاری مشابه کار آن انجام دهد

air gun

تفنگ بادی

nail gun

میخ کوب برقی

● (عامیانه) جانی مسلح

one of the fastest guns in Dodge City

یکی از فرزترین تیراندازان شهر داج سیتی

● تیر انداختن، شکار کردن، برای تیر اندازی یا شکار رفتن، (عامیانه) باتیرزدن

they gunned him down

با تیر از پا در آمد.

● (مسابقات) تیر شروع، شلیک آغاز

● (مکانیک) تلمبه

* big gun

(خودمانی) 1- آدم مهم 2- افسر ارشد، تیمسار

* give it the gun

(آمریکا- خودمانی) روشن کردن (موتور و غیره)، سرعت گرفتن

* go great guns

(آمریکا - خودمانی) با سرعت و کارایی عمل کردن

* gun for

(آمریکا) 1- با هفت‌تیر دنبال کسی گشتن، به شکار کسی (یا چیزی) رفتن، (به قصد تیراندازی و کشتن) جستجو کردن 2- (خودمانی)سخت در جستجوی کسی (یا چیزی) بودن، خواستن، طلب کردن

I am gunning to finish this book in three years

سخت تلاش می‌کنم این کتاب را در سه سال تمام کنم.

tax agents were gunning for him

ماموران مالیات دنبالش می‌گشتند.

* gun salute

تیر سلام، احترام با شلیک توپ

* to jump the gun

(آمریکا - عامیانه) 1- قبل از در رفتن تیر آغاز مسابقه دو شروع به‌دویدن کردن 2- قبل از موقع شروع کردن

* to spike someone's guns

(عمل کسی را) خنثی کردن، به مخمصه انداختن، بلا اثر و مغلوب کردن

* to stick to one's guns

(عامیانه) مقاومت کردن، جاخالی نکردن، موضع خود را حفظ کردن، پایداری کردن

* (to be) under the gun

(عامیانه) مورد تهدید (بودن)، در معرض خطر (بودن)، با ضرب‌العجل روبرو بودن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a weapon that discharges a missile at high velocity (especially from a metal tube or barrel)
  2. large but transportable armament
  3. a person who shoots a gun (as regards their ability)
  4. a professional killer who uses a gun
  5. a pedal that controls the throttle valve “he stepped on the gas”
  6. a hand-operated pump that resembles a revolver; forces grease into parts of a machine
  7. the discharge of a firearm as signal or as a salute in military ceremonies “two runners started before the gun” “a twenty gun salute”
  8. shoot with a gun “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
Fire arm.

واژه‌های دیگر با معنی «تفنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن