دیکشنری فارسی

musket

UKmʌskit US'mʌskət

معنی فارسی

تفنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/mus´kǝt/n.

● (جنگ افزار قدیم) چمخال، شمخال، تفنگ فتیله‌ای

تعریف انگلیسی

noun
  1. a muzzle-loading shoulder gun with a long barrel; formerly used by infantrymen

واژه‌های دیگر با معنی «تفنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن