guttate
معنی فارسی
خالدار ، خال خالي ، داراي خال هايي مانندچکه
معنی کامل و مثالها
/gut´āt´/adj.
● قطره مانند، چکه مانند
● لکه دار (در اثر چکه)
خالدار ، خال خالي ، داراي خال هايي مانندچکه
/gut´āt´/adj.
● قطره مانند، چکه مانند
● لکه دار (در اثر چکه)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن