دیکشنری فارسی

speckle

معنی فارسی

خال ، لک يالکه کوچک ، لک دار يا خالدار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/spek´ǝl/n., vt.

لک، لکه (هر بخشی که رنگ آن با زمینه فرق دارد)

لکه‌دار یا خال‌دار کردن، خال مخالی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. produce a mottled effect “The sunlight stippled the trees” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  2. mark with small spots “speckle the wall with tiny yellow spots” “Verb Frames:” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «خال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن