gutter-bird معنی فارسی گنجشک ادم فرومايه واژههای دیگر با معنی «گنجشک» sparrow گنجشک hen-sparrow گنجشک ماده ashen ازچوب زبان گنجشک، خاکستري، خاکستري رنگ ash (گ.ش.) درخت زبان گنجشک (fraxinus)، (درجمع) خاکستر، خاکسترافشاندن يا ريختن hand to mouth دست بدهان، محتاج، گنجشک روزي.