دیکشنری فارسی

sparrow

UKspærou US'sperəu

معنی فارسی

گنجشک

معنی کامل و مثال‌ها

/spar´ō/n.

● (جانورشناسی)

● گنجشک (تیره‌ی Passeridae)

● گنجشک آمریکایی (تیره‌ی Emberizidae)

● انواع پرندگان گنجشک مانند

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of several small dull-colored singing birds feeding on seeds or insects
  2. small brownish European songbird

واژه‌های دیگر با معنی «گنجشک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن