دیکشنری فارسی

gymnastics

UKdʒimnæstiks USdʒım'næstıks

معنی فارسی

ورزش زوربازي

معنی کامل و مثال‌ها

/-tiks/n.pl.

ورزش‌های ژیمناستیک (شامل اکروباتیک و پارالل و بارفیکس و غیره)، علم ورزش‌های نرمشی

مترادف‌ها

noun plural
Athletic exercises, athletics.

واژه‌های دیگر با معنی «ورزش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن