sportsman
UKspɔːtsmən
US'spɔ:tsmən
معنی فارسی
ورزش کار ،
کسيکه مايل به ورزش هاي تفريحي ميباشد
معنی کامل و مثالها
/-mǝn/n., pl.
● ورزشکار، پهلوان
● شکارچی، صیاد
● جوانمرد، پر ظرفیت (که باخت او را ناراحت و برد او را غره نمیکند)
● ورزش دوست