دیکشنری فارسی

sportsman

UKspɔːtsmən US'spɔ:tsmən

معنی فارسی

ورزش کار ،

کسيکه مايل به ورزش هاي تفريحي ميباشد

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

ورزشکار، پهلوان

شکارچی، صیاد

جوانمرد، پر ظرفیت (که باخت او را ناراحت و برد او را غره نمی‌کند)

ورزش دوست

واژه‌های دیگر با معنی «ورزش کار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن