دیکشنری فارسی

habitancy

معنی فارسی

سکونت سکني زندگي جمعيت سکنه .

مترادف‌ها

noun
Inhabitancy, residence, legal settlement.

واژه‌های دیگر با معنی «سکونت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن