دیکشنری فارسی

habitat

UKhæbiteiʃən US'hæbə'tæt

معنی فارسی

جاي طبيعي جاي اصلي جاي ويژه سکني مسکن

معنی کامل و مثال‌ها

/hab´i tat´/n.

(محلی که گیاه یا جاندار در آن زندگی می‌کند یا به وجود می‌آید) زیستگاه، بودباش، بوم

a habitat for humanity

زیستگاه برای انسان‌ها

مترادف‌ها

noun
Natural locality (of a plant or an animal), area of distribution.

واژه‌های دیگر با معنی «جاي طبيعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن