hackneyed
UKhæknid
US'hæknıd
معنی فارسی
پيش پا افتاده همگاني کهنه عمودي کهنه کار مبتذل
معنی کامل و مثالها
/-nēd´/adj.
● (در اثر استعمال زیاد یا فراوانی) پیش پا افتاده، عادی، غیرقابل توجه، کهنه و رنگ و رورفته
مترادفها
adjective
1. Worn out, much used.
2. Common, commonplace, threadbare, trite, stale, beaten.