دیکشنری فارسی

flavorlessness

معنی فارسی

پيش پا افتاده مبتذل ، همه جايي ، بي مزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the property of having no flavor

واژه‌های دیگر با معنی «پيش پا افتاده مبتذل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن