haemostasis معنی فارسی ايست خون بندامدن خون رگ بندي واژههای دیگر با معنی «ايست خون» haemostasia ايست خون، بندامدن خون، رگ بندي infarct ناحيه اي که در اثر ايست گردش خون در رگ بافت، هاي مرده باشد، ناحيه مرده infarction مردگي بافت هاي يک ناحيه در اثر ايست گردش خون، در رگ haemostatic خون بند، وابسته به ايست خون، داروي خون بند