دیکشنری فارسی

half - life

معنی فارسی

نيمه عمر ، مدت زماني که قدرت راديو اکتيويته يک ماده

راديو اکتيو به نضف ميزان متعارف آن ماده بخصوص ميرسد

واژه‌های دیگر با معنی «نيمه عمر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن