half sole معنی فارسی نيم تخت نيم تخت انداختن نيم تخت زدن. معنی کامل و مثالها ● (ته کفش) نیم تخت واژههای دیگر با معنی «نيم تخت» clump انبوه، دسته، خوشه buskin يکجور (نيم) چکمه، يکجور چکمه که تا زير زانو ميرسد، پوتين تخت کلفتي که بازيگران اتني ...