half-boot معنی فارسی نيم چکمه واژههای دیگر با معنی «نيم چکمه» blucher نيم چکمه، کفشي که رويي آن از يک تکه چرم است half boot نيم چکمه buskin يکجور (نيم) چکمه، يکجور چکمه که تا زير زانو ميرسد، پوتين تخت کلفتي که بازيگران اتني ... balmoral يکنوع نيم تنه پشمي، يکنوع چکمه يا پوتين بندي، يکنوع کلاه نوک تيز.