دیکشنری فارسی

halloo

معنی فارسی

هي ،

اي :صدايي که با ان سگ شکاري رابکارخودمتوجه

ميسازند

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ lōō´/vi., vt.

(با داد زدن توجه کسی را جلب کردن) ندا دادن، آهای گفتن، هی گفتن، بانگ زدن

the shepherd hallooed me to stop

چوپان به من ندا داد که توقف کنم.

(در تشویق و تشجیع تازی شکاری و غیره) کیش کردن، آهای گفتن

(در خوشامدگویی یا هنگام شگفتی) داد زدن، های‌و هوی کردن، آخ و واخ کردن

ندا، آهای، هی، آهوی، های‌وهوی، داد زنی، جار، بانگ

تعریف انگلیسی

verb
  1. urge on with shouts “halloo the dogs in a hunt” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. shout `halloo', as when greeting someone or attracting attention “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something to somebody”

مترادف‌ها

I. verb neuter
Shout, call, cry out.
II. noun
Holla, shout, call.

واژه‌های دیگر با معنی «هي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن