halloo
معنی فارسی
هي ،
اي :صدايي که با ان سگ شکاري رابکارخودمتوجه
ميسازند
معنی کامل و مثالها
/hǝ lōō´/vi., vt.
● (با داد زدن توجه کسی را جلب کردن) ندا دادن، آهای گفتن، هی گفتن، بانگ زدن
the shepherd hallooed me to stop
چوپان به من ندا داد که توقف کنم.
● (در تشویق و تشجیع تازی شکاری و غیره) کیش کردن، آهای گفتن
● (در خوشامدگویی یا هنگام شگفتی) داد زدن، هایو هوی کردن، آخ و واخ کردن
● ندا، آهای، هی، آهوی، هایوهوی، داد زنی، جار، بانگ
تعریف انگلیسی
verb
- urge on with shouts “halloo the dogs in a hunt” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
- shout `halloo', as when greeting someone or attracting attention “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something to somebody”
مترادفها
I. verb neuter
Shout, call, cry out.
II. noun
Holla, shout, call.