دیکشنری فارسی

hallucinatory

UShə'lu:sənə'tɔ:rı

معنی فارسی

خيالي وهمي خيال اور اغفال اميز

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ lōō´si nǝ tôr´ē/adj.

● توهمی، وهمی، نهازشی، کژ انگاشتی

● وهم‌انگیز، وهم‌آور، وهمناک، هپروتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by or characteristic of hallucination “the bizarre hallucinatory dreams of fever"- Jean Stafford”

واژه‌های دیگر با معنی «خيالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن