دیکشنری فارسی

handcraft

US'hændk'ræft

معنی فارسی

هنردستي صنايع يدي. با دست ساختن دست ساز کردن دست ساخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-kraft´/n., vt.

رجوع شود به: handicraft

(هنرمندانه) با دست ساختن، دست ساز کردن، دست ساخت کردن

a carefully handcrafted Kashan carpet

فرش کاشان که با دقت دستباف (یا دست ساخت) شده است

واژه‌های دیگر با معنی «هنردستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن