دیکشنری فارسی

handcraft

US'hændk'ræft

معنی فارسی

هنردستي صنايع يدي. با دست ساختن دست ساز کردن دست ساخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-kraft´/n., vt.

● رجوع شود به: handicraft

● (هنرمندانه) با دست ساختن، دست ساز کردن، دست ساخت کردن

a carefully handcrafted Kashan carpet

فرش کاشان که با دقت دستباف (یا دست ساخت) شده است

تعریف انگلیسی

verb
  1. a work produced by hand labor
  2. make something by hand “We handcraft all our paper” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «هنردستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن