handcraft
US'hændk'ræft
معنی فارسی
هنردستي صنايع يدي. با دست ساختن دست ساز کردن دست ساخت کردن
معنی کامل و مثالها
/-kraft´/n., vt.
● رجوع شود به: handicraft
● (هنرمندانه) با دست ساختن، دست ساز کردن، دست ساخت کردن
a carefully handcrafted Kashan carpet
فرش کاشان که با دقت دستباف (یا دست ساخت) شده است