دیکشنری فارسی

handicraft

UKhændikrɑːft US'hændık'ræft

معنی فارسی

هنردستي پيشه دستي صنعت دستي

معنی کامل و مثال‌ها

/han´di kraft´, -dē-/n.

مهارت در کارهای دستی، دست ورزی، صنعت‌گری، هنرکاری، هوتخشی

شغل مستلزم مهارت در کارهای دستی، دست‌ورزگری

فراورده‌ی هنری، کاردستی، (جمع) صنایع دستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a work produced by hand labor
  2. a craft that requires skillful hands

مترادف‌ها

noun
Manual occupation, trade.

واژه‌های دیگر با معنی «هنردستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن