handfast
معنی فارسی
پيمان عروسي دست نامزدي
معنی کامل و مثالها
/hand´fast´/n., adj., vt.
● (مهجور) محکم گیری (با دست)، در دست گیری
● (قرارداد و به ویژه قرار ازدواج که با دست دادن منعقد شود) قول و قرار
● (نادر) نامزد شده، نامزددار، ازدواج کرده، به عقد درآمده
● (مهجور) خسیس، ممسک
● (مهجور) با دست دادن قول و قرار گذاشتن