دیکشنری فارسی

handhold

معنی فارسی

دستگيره

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´hōld´/n.

● محکم گیری (با یک یا دو دست)، دست‌گرفت

● دسته، دستگیره، دستجا، مشته، جادستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an appendage to hold onto

واژه‌های دیگر با معنی «دستگيره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن