handhold
معنی فارسی
دستگيره
معنی کامل و مثالها
/hand´hōld´/n.
● محکم گیری (با یک یا دو دست)، دستگرفت
● دسته، دستگیره، دستجا، مشته، جادستی
تعریف انگلیسی
noun
- an appendage to hold onto