دیکشنری فارسی

handmade

UKhændmeid US'hænd'meıd

معنی فارسی

دستي بادست درست شده

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´mād´/adj.

دست ساخت (ساخته شده با دست نه با ماشین)، دست ساز، دستباف، کار دست

handmade tools are more expensive than machine-made ones

ابزار دست ساخت از ابزار ماشینی گران‌تر است.

واژه‌های دیگر با معنی «دستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن