handmade
UKhændmeid
US'hænd'meıd
معنی فارسی
دستي بادست درست شده
معنی کامل و مثالها
/hand´mād´/adj.
● دست ساخت (ساخته شده با دست نه با ماشین)، دست ساز، دستباف، کار دست
handmade tools are more expensive than machine-made ones
ابزار دست ساخت از ابزار ماشینی گرانتر است.