دیکشنری فارسی

hangover

UKhæŋouvr US'hæ'ŋəuvə

معنی فارسی

باقيمانده اثر يادبود يادگار خماري رنجوري الکلي کسالت الکلي

معنی کامل و مثال‌ها

/haŋ´ō´vǝr/n.

باقیمانده (بقایا)، اثر، یادبود، یادگار

(سردرد و به هم خوردگی مزاج در فردای شب مشروب‌خواری) خماری، رنجوری الکلی، کسالت الکلی

تعریف انگلیسی

noun
  1. disagreeable aftereffects from the use of drugs (especially alcohol)
  2. an official who remains in office after his term
  3. something that has survived from the past “a holdover from the sixties” “hangovers from the 19th century”

واژه‌های دیگر با معنی «باقيمانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن