harboring
UKhɑːbəriŋ
US'hɑ:bərıŋ
معنی فارسی
لنگرگاه بندرگاه پناه گاه پروردن پرورش دادن پناه بردن
لنگرگاه بندرگاه پناه گاه پروردن پرورش دادن پناه بردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن