دیکشنری فارسی

hardener

UKhɑːdnər US'hɑ:dənə

معنی فارسی

سفت کننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/här´d'n ǝr/n.

● (شخص یا چیزی که سخت می‌کند) سختگر، سفت کن (به ویژه‌کسی که پولاد را آبدیده می‌کند یا ابزار فلزی را با حرارت و آبگیری سخت می‌نماید)

● (ماده‌ای که بر غلظت و جلای رنگ می‌افزاید) چگال‌افزا، سختنده

واژه‌های دیگر با معنی «سفت کننده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن