indurative معنی فارسی سخت کننده سفت کننده پينه دار کننده واژههای دیگر با معنی «سخت کننده» consolidant سخت کننده، محکم کننده، يک پارچه کننده chilled roll نورد سخت کننده durdgery کار سخت وخسته کننده، جان کني. plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار، يا خرج تلاش aggravating بدتر کننده، سخت کننده، شديد کننده intensive تشديدي، تاکيدي، سخت کننده VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده Carborundum نام تجارتي مواد بسيار سخت که در ساختن، سنباده و تيز کننده ها به کار ميرود humming وزوزکننده، زمزمه کننده، سخت